|
یالان دنیا
|
||
داغ:شکاف میان آنچه که شخص باید باشد یعنی هویت اجتماعی بالقوه و آنچه که یک شخص واقعا هست را داغ گویند // درفرهنگ عامیانه چیزی که روی حرارت قرار گرفته و بدن را بسوزاندرا داغ گویند .
هویت مجرد : مانند سایرمقولات متافزیکی فقط برای مصارف روزانه کفایت دارند یعنی جایی که ابعاد کوچکی یا دوره های زمانی کوتاه مورد سوال هستند ، مرزهای محدوده ای که این مقوله درآن قابل استفاده است غالبا در هر دوره ای متفاوت است و بر حسب ماهیت موضوع تعیین می شود // درفرهنگ عامیانه به معنی کسیکه تنها زندگی می کند به کارمیرود و در معنای زمان و مکان نیست .
هم بالینی : زندگی دو نفرکه دارای رابطه جنسی نسبتا پایدار هستند بدون اینکه با هم ازدواج کرده باشند / / درفرهنگ عامیانه به معنی رابطه جنسی دونفر در قالب ازدواج
وحدت شخصیت : هماهنگی اجزای مختلف شخصیت به نحوی که ارتباط موثری با یکدیگر داشته باشند بدون چنین وحدتی ،شخصیت با خود در تعارض خواهد بود/ /درفرهنگ عامیانه هم معنی ثبات شخصیت
وابستگی : یک نظام حمایتی که درآن خدمات در دسترس افراد معینی است که در آن موقعیت دارای نفوذ یا قدرت
قرار دارنداین حامیان دیگران را بوسیله پاداش های که دراختیارآنهاست به خود وابسته می سازد / درفرهنگ عامیانه وابستگی نیازبه دیگران ازلحاظ مالی و عاطفی وحمایتی
نوسازی : همه کنش هایی که به منظور سوق دادن جامعه به سوی تحقق مجموعه منظمی ازشرایط زندگی اجتماعی و فردی که در رابطه با بعضی ارزش ها مطلوب تشخیص داده شده است// درفرهنگ عامیانه به معنی دگرگون کردن و تغییر جامعه
نوآوری : تغییری که در آن انواع پژوهش و کاربرد فنون جدیدودگرگونی روش ها که به افزایش بهره وری وکارایی فرآیندمربوطه می انجامد پس هرتغییری وبهبودی نوآوری نیست // درفرهنگ عامیانه اختراع وابداع شیوه های جدید
نقش بازی کردن : فرد در نگریستن به خویشتن آنچنان که دیگران او را می بینند در واقع خود را به جای دیگران می گذارد ومی اندیشد که پاسخ دیگران چه خواهد بود // درفرهنگ عامیانه به معنی فریب دیگران است .
نظریه : نظامی همبسته ازمفهومها و فرضیه ها است.مفهومها و فرضیه های همبسته در نظریه یکدیگر را توجیه می کنند وارتباط منطقی ، رابطه تقدم و تاخر میان خود را با هم مشخص میکنند نظریه همواره دارای یک هدف بنیادی است // درفرهنگ عامیانه به معنی دکترین یا سخنان اندیشمندان بزرگ است .
نظر سنجی :گردآوری و تحلیل نظرگروهها وقشرهایی ازجامعه نسبت به موضوعی خاص است نظرسنجی را با استفاده از ابزار مصاحبه ومشاهده وپرسشنامه وبا بهره گیری از روشهای آماری وطیف ها انجام می دهند // درفرهنگ عامیانه همان معنی پرسش از مردم درقالب پرسشنامه یامصاحبه در مکان های عمومی است.
نظارت :فعالیتی که باعث تطبیق عملیات با برنامه می شود یا به عبارت دیگر نظام را درزمینه هدفهای موردنظرازانحراف حفظ میکند// درفرهنگ عامیانه به معنی کنترل است .
نتیجه : تصدیق مجهولی را که به وسیله حجت معلوم شده / درفرهنگ عامیانه نتیجه به معنی پایان کاراست.
میدان عمل: عرصه ای که درآن جنبش های اجتماعی با سایرسازمانهای رسمی کنش متقابل دارندو اغلب درنتیجه آن اندیشه ها و شیوه نگرش اعضای هر دوتفسیرمی کنند// درفرهنگ عامیانه به معنی مکان انجام فعالیت ها است .
موعظه :یادآوری قلب است نسبت به خوبیها دراموری که موجب رقت قلب می شود / / درفرهنگ عامیانه موعظه پند واندرز است .
من : بخشی از خود که کنشگر از آن اگاهی ندارد /درفرهنگ عامیانه به معنی خود است .
مقایسه : برابر نهادن نمودهاست // درفرهنگ عامیانه به معنی تطبیق است .
مد : بخشی از عرف است و در جایی مستقل و متمایزاز آن است که رفتار مورد بحث ، بر خلاف رسم که دوام و دیرپایی ویژگی آن است بیشتر به خاطرتازگی اش شکل می گیرد .مد به قرارداد نزدیک است زیرا عمدتا ازتمایل حیثیت اجتماعی نشات می گیرد // درفرهنگ عامیانه چیزی که زیاد شایع شود مد است .
مدارا: دربسیاری از اوقات افراد یا گروههایی که وارد ستیزه می شوند با یکدیگر نمی توانندتوافق حاصل کنند لیکن ازستیزه دست می کشند درحالیکه اختلافشان به قوت خود باقی است // درفرهنگ عامیانه به معنی مهربانی وسازش است درهمه احوالات.
کنش :طرز سلوک و رفتارودیگرمناسبت های شخص// درفرهنگ عامیانه به معنی رفتاراست.
کنترل: مقایسه نتیجه اجرای کارو برنامه پیش بینی شده // درفرهنگ عامیانه تحت نظارت قرار گرفتن معنی میدهد.
فصل: آن کل ذاتی است که موجب امتیاز یک نوع از نوع دیگریا یک ماهیت از ماهیت دیگر میشود مانند ناطق که فصل انسان است // درفرهنگ عامیانه به معنی تغییرآب و هوا و تغییر ماههای سال است .
سن تحصیلی : سنی را میگویند به میزان آزمایش تحصیلی درآن درحد وسط باشد // درفرهنگ عامیانه سنی که کودک به مدرسه می رود است .
|
|