|
یالان دنیا
|
||
سبز پوش علم به دوش
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد
سوگند به هر چهارده آیه نور
سو گند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
آشوب جهان فتنه سر می گردد
چشمان خدا ز عشق تر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد
تفسیر بلند ذوالفقار است این مرد
انگار بهار در بهار است این مرد
با خون حسین در قیام آمده است
انگار علی به انتقام آمده است
ای کوفه دلان ز جایتان برخیزید
از شرم و حیا ز شهرتان بگریزید
ای کوفه دلان دوباره دین آمده است
این است علی فتح مبین آمده است
انگار که خاتم الامین آمده است
کفر است ولی خدا زمین آمده است
ای مرد علم به دوش من یا مهدی
ای سید سبز پوش من یا مهدی
برگرد هنوز بی قرار هستند
یک عده عجیب به انتظار هستند
آن مرد که بوی سبزه زاران می داد
آن پیر که روح بر جماران می داد
می گفت که عاقبت کسی می آید
از نسل علی دادرسی می آید
می گفت که یک روز برمی گردی
بر شام سیاهمان سحر می گردی
می گفت تو سبزی به بلندای دعا
لبریز محبتی و سرشار خدا
اما تو نیامدی بهارانم رفت
افسوس دگر پیر جمارانم رفت
طفلان نجیب بیشه ها شیر شدند
مردان غریب جبهه ها پیر شدند
یک عده به ذکر ندبه تطهیر شدند
یک عده ز دوریت زمین گیر شدند
ای مرد علم به دوش من یا مهدی
ای سید سبز پوش من یا مهدی
برگرد که بر بهارمان می خندند
یک عده به انتظارمان می خندند
دستان سیاهی که به خون آلودست
گویند که انتظارتان بیهودست
افسوس کسی نیست که فریاد کند
از پشت حصار غربت داد کند
امواج دلت آبی دریای غریب
غربت کده ات کجاست مولای غریب
غربتکده ای که بوی دریا دارد
صد خاطره از تربت زهرا دارد
برگرد و نشانمان بده دریا را
برگرد و بیاب تربت زهرا را
برگرد علی چشم به راه است هنوز
اسرار غمش در دل چاه است هنوز
آن چاه پر از ستاره را پیدا کن
آن سینه پاره پاره را پیدا کن
برگرد که سبز و استوار آمده اند
آن سیصدو سیزده سوار آمده اند
ای مرد علم به دوش من یا مهدی
ای سید سبز پوش من یا مهدی
معصومه سیوفی -۸۳
|
|