مردم شناسی جنسیت

 کتاب مردم شناسی جنسیت اثر امیلیا نرسیسیانس  یکی از کتاب های حوزه مردم شناسی جنسیت است از روی تصویر روی جلد این کتاب می توان به محتوای کتاب پی برد تصویر عکس در چوبی قدیمی است که با دو تا دستگیره مختلف  برای دو جنس متفاوت که نشاندهنده تفاوت در زدن می شد  و به تبع آن مرد یا زن د ر را می گشود .

در این کتاب مباحث مختلفی بیان شده است از جمله مراحل تکامل انسان از انسان نما تا انسان ،  نقش طبیعت و پرورش در رفتارهای اجتماعی زن و مرد ، تجربه اجتماعی شدن و روانشناسی جنسیت ، زبان و جنسیت ، جنسیت و گفتمان ،تاریخ انسان شناسی فمینسیتی ، جنسیت و بیگانگی ، بحث خود تعمیم یافته مید ، و پارادایم فمنیستی مطرح شده است . که مباحث زبان و جنسیت و جنسیت و گفتمان و تجربه اجتماعی شدن  روانشناسی جنسیت برای من جالب بود به همین دلیل چکیده ای از این مباحث رو د رزیر می آورم .

تفاوت های موجود د ر تحوه به کار گیری گفتار بین زن و مرد :نحوه گفتار زنان و مردان با هم تفاوت می کند که این تفاوت نتیجه عوامل اجتماعی است . لاکف معتقد است که تعداد واژگان مربوط به رنگ در بین زنها بیشتر ازمردهاست او واژگان رنگی از قبیل mauveو being .و غیره را برمی شمرد که در بین زنان انگلیسی کاربرد زیادی دارد در حالی که در بین مردان اصلا کاربرد ندارد . در فارسی هم همینگونه است واژگانی از قبیل موشی ، فیلی، ماشی و غیره که از طرف زنان بیشتر کاربرد دارد .و همچنین در مورد به کارگیری صفت ها خانم ها از صفاتی مثلا موش ، ناز ، طفلک  و غیره استفاده می کنند همچنین کلماتی که د رآنها نوعی همدردی وجود دارد مثل آخی ، الهی ، بمیرم، خیلی بیشتر از آقایان  استفاده می کنند. همچنین زنان برای تاکید نظرات خود معمولا به حضرت ابولفضل با به قرآن قسم می خورند و آقایان واژگان مولا ، خداوکیلی ، انصافا ، عمراً و غیره را به کار می برند .

د ر بعضی از زبان ها ضمیرها بر اساس جنسیت تقسیم شده و به کارگیری بعضی از انواع زبان برای یک جنس از نظر اجتماعی ممنوع است حتی می توان گفت جنبه تابو دارد و این ممتوعیت معمولا مشمول زنان است .درمیان بومیان استرالیا مایان  زولو و مغول به کارگیری واژگانی که انعکاس دهنده خویشاوندی است و یا درزمینه شکار می تواند کاربرد داشته  باشد و یا  مربوط به مراسم دینی است توسط زنان به کار گرفته نمی شود .

الگوهای مربوط به آهنگ گفتار در بین مردان و زنان متفاوت است: زنان از الگوهای مربوط به تعجب، شگفتی و ادب بیشتر ازمردان استفاده میکنند که این حالت انعکاس گرموقعیت اجتماعی آنان درجامعه حاکی از عدم اعتماد به خود است درحالی که مردان برای طرح سوال خود از آهنگ افتان استفاده می کنند که نشانگر اطمینان آنها از موقعیت خود در جامعه است.

در قسمت دیگری از این بخش در باب گونانی گفتار در بین دو جنس توضیحاتی داده است که مردها راجع به موضوع های مربوط به کار ، سیاست ، مسائل مربوط به قانون گذاری از قبیل مالیات ها و محدویت های قوانین مربوط به امور مختلف و ورزش و خانم ها راجع به مشکلات زندگی اجتماعی صحبت می کنند که البته من رژیم غذایی و تناسب اندام  را نیز به صحبت های خانم ها اضافه می کنم.

زنان نسبت به مردان  از استراتژی قدرت کمک نمی گیرند ولی مردان نسبت به زنان برای متقاعد کردن دیگران بیشتر قسم می خوردند .  

اکثر محققین معتقدند که مردها بیشتر از زنها صحبت می کنند و همچنین گزارشاتی وجود دارد حاکی از اینکه هرگاه مردها با مردها صحبت می کنند موضوع های صحبت در بین آنها جنبه بحث ، رقابت ، به کرسی نشاندن حرف ، شوخی و سر به سر گذاشتن دارد . آنها در حین صحبت با یکدیگر کارها خود را نیز انجام میدهند و گفتگو مانع از انجام کارهای روزمره نمی شود اما موضوع صحبت زنان با همجنسشان راجع به خودشان ، احساساتشان ، وابستگی هایشان با یکدیگر و خانه و خانواده است .

خلاصه اینکه مردها نظرات خود را صریح تر بیان می کنند پیشنهادها مستقیم و شفاف تر مطرح می شود و برخوردشان نسبت به موضوع مشخص تر ، معلوم تر و مستقیم تر است . گفتار زن و مرد با یکدیگر متفاوت است و این تفاوت ناشی از نحوه بارآمدن و تربیت دختران و پسران در اجتماع است .

جنسیت و گفتمان  

در این بخش مطرح شده است که بین گفتار زن و مرد در شرایط گوناگون تفاوت هایی وجود دارد . در شرایط گفتمان رسمی از جمله سمینارها، کلاس های درس ، مباحث تلوزیونی از نظر زمانی مردها بیشتر از زنان صحبت می کنند و تعاون و تعامل بیشتری از خود نشان می دهند .بر عکس زنان  در شرایط گفتمان غیر رسمی فعال تر هستند  و حضور و فعالیت آنها باعث می شود که موضوع های مطرح شده د رگفتمان به صورت وسیع تری استشکاف و شناخته شود .

تعارض لفظی ، ثابت کردن نظریه ، به کرسی نشاندن حرف و رقابت جز مشخصه های گفت و گوی مردان  است و زنان در گفتمان های خود فرایند گرا هستند به این معنی که با سرمایه گذاری د رزمان حرف خود را به تدریج پیش  می برند . زنان از شیوه های تعاملی برای تشویق دیگران برای مشارکت و همراهی در صحبت استفاده می کنند و همواره نشان می دهند که به حرف دیگران گوش می کننددر عوض مردان اغلب اوقا ت صحبت دیگران را قطع می کنند تا  حرف خود را بزنند و صریحاٌ نقطه نظر خود را اعلام کنند .

تفاوت های رفتاری در بازی کودکان

دنیای دختران : دختران د رگروههای کوچک بازی می کنند و اکثر مواقع بازی های دونفره را ترجیج می دهند . اعضای گروه بازی همسن هستند و بازی های آنها در مکان های سربسته و خصوصی مثل خانه صورت می گیرد . د رمکانی که هم بازی ها به بازی دعوت شوند بازی ها جنبه همکاری و تعاون دارد . فعالبت های مربوط به بازی به هیچ وجه جنبه رقابتی ندارد . تفاوت ها بر اثر نزدیکی و میزان دوستی است  در دوستی های آنها صمیمیت ، برابری ، تعهد دو جانبه و وفادادری به یکدیگر بسیار مهم است دوست خوب جایگاه ویژه ای برای دختران دارد .دوستی در بین دختران بیشتر بر اساس کلام صورت می گیرد و اکثر اوقات دختران وقت خود را به حرف زدن اختصاص می دهند و صحبت ها  انعکاس گر افکار درونی آنهاست .

دختران رفتار و گفتار دختران دیگر را به نقد  می کشند و مورد بحث قرار مید هند ولی انتقاد آنها اکثر اوقات همراه با گفتار و رفتار تعارض آمیز نیست ، روابط آنها با یکدیگر بر اساس روابط  رییس و مرئوس نیست  . دخترها بر اساس اینکه چه اطلاعاتی به آنها داده شده  و چه اطلاعاتی از آنها دریغ شده درجه صمیمیت خود را با دیگران می سنجند .

دنیای پسران : بازی پسرها در گروههای بزرگتر و بر اساس هرم سلسله مراتبی انجام می گیرد . منزلت نسبی در این هرم سلسله مراتبی همیشه متغیر، مهمترین دستاورد پسرها در تعاملاتشان با یکدیگر است  .

در اردوگاه پسران دیده شده که آنها با به کارگیری نحوه  خاصی از گفتار قادر به نشان دادن  تسلط خود در گروه همستند این نوع گفتار را می توان در پنج دسته قرار داد : دستور دادن به دیگری مثل پاشو ، اینو به من بده و غیره

دادن القاب مضحک به دیگران و مخاطب قرار دادن دیگران با این القاب از قبیل کله پوک ، خنگه ، خیکی  و غیره

تهدیدهای شفاهی و یا استفاده از جملاتی که نشانگر قدرت است مانند اگه خفه نشی خودم خفت می کنم و غیره

تشبث و مقاومت در قبول دستور

نشان دادن اهمیت و سابقه در امری مثلا دهنت بوی شیر میده

از جنبه های عادی تعامل اجتماعی در پسران قصه سرایی ، لطیفه گویی  است . پسر ها در تعاملات خود با دیگر پسران یاد می گیرند که چگونه به عنوان شنوندگان داستان و یا لطیفه عمل کنند پسر ها چه به عنوان شنوندگان و چه به عنوان راوی داستان باید یاد بگیرند که بر عقاید خود پافشاری کنند .